اورژانس ۱۱۵ دزفول جان مادری را از چنگال مرگ نجات داد + روایت واقعی از تجربه کارشناس حاضر در عملیات

نجات جان یک مادر در شهر میانرود

اورژانس پیش بیمارستانی دزفول صبح امروز شاهد صحنه‌ای پر التهاب بود؛ مادری که نفس نمی‌کشید، دختری که با چشمان گریان مادرش را در آغوش گرفته بود و ناجیانی که مثل همیشه فرشته‌های نجات شدند.

آنچه می‌خوانید روایت یکی از کارشناسان اورژانس پایگاه جاده ‌ای میانرود است:
«اوایل صبح امروز داخل آمبولانس بودم، طبق روال همیشگی داشتم تجهیزات و داروها رو چک می‌کردم که یه ماشین با سرعت بالا کنار پایگاه ترمز زد. پسر جوانی، بسیار مضطرب، به سمتم دوید و نفس‌نفس‌زنان گفت: “مادرم نفس نمی‌کشه، کمکم کن!”»

علی شاکرمی، کارشناس فوریت‌های پزشکی ادامه می‌دهد:
«همون لحظه به همکارم گفتم رضا، احتمالا با یه ایست قلبی طرفیم، سریع حرکت کنیم. چون محل حادثه خیلی نزدیک بود، در کمتر از چند دقیقه رسیدیم. کیف تجهیزات و دستگاه DC شوک رو برداشتیم و دویدیم بالا سر بیمار.»

اما آنچه صحنه را تکان‌دهنده‌تر می‌کرد، اشک و شیون دختران بیمار بود: «گریه می‌کردن و فریاد می‌زدن: مامانمون نفس نمی‌کشه، تو رو خدا نجاتش بدین. بلافاصله نبض و تنفس رو چک کردم؛ هیچ نبضی نبود. بدون لحظه‌ای مکث، ماساژ قلبی رو شروع کردم. به همکارم گفتم پدهای دستگاه رو وصل کنه. دستگاه رو که وصل کردیم، خوشبختانه ریتم قلبی، قابلیت شوک دادن رو نشون داد. این یعنی هنوز امیدی هست!»
و امید هم بود…

وی ادامه داد: «سه بار شوک دادیم، دارو تزریق کردیم، تهویه دستی انجام دادیم، تا اینکه ناگهان ریتم سینوسی برگشت و تنفس‌های خودبه‌خودی شروع شد. حس کردم دنیا رو بهم دادن. انگار دوباره متولد شدیم… بیمار احیا شد، و لبخند دوباره به چهره خانواده‌اش برگشت.»

به گزارش روابط عمومی اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی دزفول، آقایان علی شاکرمی و رضا قوچی از همکاران حاضر در این عملیات بودند که توانستند جان مادر خانواده را نجات دهند.

این عملیات موفق بار دیگر نشان داد که نیروهای اورژانس ۱۱۵، بی‌هیاهو اما با جان و دل، خط مقدم زندگی هستند؛ قهرمانانی بی‌ادعا که در دل بحران، امید می‌کارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *